اینجوری بهش نگاه کن که .....

یه وقتایی ..........

یه وقتایی خوبه که یادمون باشه که کجاییم.... چی هستیم.... به کجا میرفتیم و به کجا میریم!!!!‌

یه وقتایی میمونیم که یه جای تازه نریم. یه وقتایی میریم که اینجا نمونیم.....

چشمامونو میبندیم که نبینیم و گوشامونو میگیریم که نشنویم!!!

یه وقتایی دنباله یه دستگیره میگردی که بکشیشی و زمان  به عقب برگرده و اونوقتی که باید بشنوی‌ ـ بشنوی!!!‌ اونوقتی که باید ببینی ـ ببینی و اونوقتی که باید بمونی ـ بمونی!!!!!‌

یه کسایی هستن که میری از کنارشون وآرزو میکنی کنارشون بمونی!!!‌ 

بعدش میفهمی که نیستی دیگه. نیستی تو ذهنشون و نمیشه اون چیزی که باید بشه و نمیبیننت و نمیشنونت !!!‌  درست مثل وقتی که نبودی و رفتی و چشماتو بستی و گوشاتو گرفتی!!!

یه وقتایی هم خوبه که به دور و برت نگاه کنی و ببینی که انقدر تند دویدی که همرو جا گذاشتی‌!!!!!!ٍ!!!!!!!..... ......, ببینی که اونی که جاش همیشه خالیه نیست و شاید هیچ وقت جاش پر نشه و تا وقتی جاش خالیه , همیشه ته ته ته ته ته دلت احساس میکنی که تنهایی !!!!!!‌

یه وقتایی هم خوبه که ببینی تنهایی که تو تنهاییت خودتو پیدا کنی !!!!

   + نوشته شده در  جمعه ۳ خرداد ،۱۳٩٢ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ  توسط joey bloodgod  نظرات ()

صدای انفجار

   + نوشته شده در  پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳٩٢ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ  توسط joey bloodgod  نظرات ()

همیشه میتونی جلوشو بگیری!!!

نه... اینجوری نمیشه!

تا حالا شنیدی "خشت اول گر نهد معمار کج.. تا ثریا میرود دیوار کج"؟؟ به نظر من یه جای این حرف میلنگه! حالا گیرم خشت اول رو کج نهادیم و بعد از مدتی کوتاه دیدیم که به نظر مبارکمون دیوار کجه! خوب تو این موقیت آدما به دو دسته تقسیم میشن. دسته س اول میگن "باید این دیوار رو خراب کنیم دوباره بسازیم" و با یک ضربه ی اساسی دیوار رو برای یک بازسازی که منجر به ساختن دیواری کاملتر میشه، نابود میکنن!

دسته ی دوم به هر نحوی که شده با این اشتباه مدارا میکنن و با حسرت، در حالی که به دیوار های محکم مردم نگاه میکنن، دیوار خودشون رو تحمل میکنن!

خب از من اگه من بپرسید شجاعت اونایی که اون ضربه رو تحمل کردند و به تکامل نزدیک شدن قابل تحسینه!

حالا اونایی که دیوارشون از اول صاف بود به کنار!

 

 

 

 

 

 

 

   + نوشته شده در  دوشنبه ٢ آبان ،۱۳٩٠ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ  توسط joey bloodgod  نظرات ()