از مه میگذریم _مقدمه

بسم تعالی 

از مه میگذریم

مقدمه

نگاهی به در انداخت، از انتظار خسته گشته بود و در آن گرمای تابستان به چیزی جز یک لیوان نوشیدنی خنک که تکه های یخ در آن شناور بود و  قطره های بخار به دیواره ی آن چسبیده بود فکر نمیکرد، البته در این انتظار بی پایان به فرار فکر میکرد. 

قرار بود که وقتی اولین گل بهاری از پنجره ی خانه اش مشخص شد، کسی بیاید که سالها پیش از نظرش پنهان شده بود. کسی که در دست خویش کلید در صندوقچه ی پدرش را داشت که در آن گنجی ارزشمند پنهان بود. 

به سرش زد که صندوقچه را به دوش بکشد و مسافتی طولانی به سوی کلیدسازی برود که در شهر مغازه دارد. شاید تعداد دفعاتی که از کلید ساز خواسته بود که به خانه یشان بیاید و در صندوقچه را باز کند به صد رسیده باشد. ولی به دلیل افسانه ی قدیمی که سینه به سینه گشته بود کسی حتی از شعاع یک کیلومتری آنجا نمیگذشت و این به تنهایی مصطفی دامن میزد.

از روی تخت سنتی که جز میراث پدرش و جهیزیه ی مادرش بود به پایین خزید و به سوی آشپز خانه روانه شد. دستی به صورت اصلاح نشده ی خود کشید و درِ یخچال قدیمی که به لطف مراقبتهای ویژه اش مثل روز اول کار میکرد را باز کرد و بطری آبی برداشت و از کنار انبوه ظرفی که در ظرفشویی تلنبار شده بود رد شد تا به پنجره برسد. 

چند قلپی آب نوشید و به مزرعه ی پدریشان که از آن جز علفهای هرز چیزی نمانده بود نگاه کرد. دیگر تنها موجوداتی که در طویله زندگی میکردند عنکبوتهایی که هیچ کنجی از دست آنها جان سالم به در نبرده و البته سوسکها و موشها بودند ، زمستان و زمانی که هوا سرد میشد گاهی سگهای ولگرد یا گرگها از ارتفاعات کوه به کوهپایه می آمدند و آنجا اولین پناهگاه که همان طویله ی از کار افتاده بود را در میافتند. 

اما آن مزرعه همیشه اینگونه نبود، روزگاری بهترین اسبها در آن اصطبل استراحت میکردند و زمین کشتزار پر رونقی منظره ی پنجره ای که در آشپز خانه قرار داشت بود. آن زمانها که پدر مصطفی مشغول دروی محصولشان و مادرش سرگرم جمع کردن تخم مرغها از مرغداری بود. آن زمان ها که نام خوانواده ی تالشی سر زبانها بود و هر مناسبتی که میرسید مردم به میهمانیهای مجلل این خانواده دعوت بودند.

مصطفی جرعه ای دیگر از آب گوارا نوشید و با صورتی که از دیدن آن به معنای کلمه ی بی روح میتوان پی برد به منظره خیره ماند. در افکارش میگشت که ناگهان زنگ در گفت:" دینگ"

/ 0 نظر / 8 بازدید